مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
مـرا شـبـیـه عــبـایـت تـکــان بـده آقــا مـرا به زیـرِ کـسـایـت مـکـان بـده آقـا کمی ز چـهـره ماهـت نـقـاب بر افکـن دوبـاره بـر تـن این مُـرده جـان بده آقا به دست فیض کریمت طلیعۀ خورشید گـدای پـشـت درم؛ آب و نــان بـده آقـا به دانه هر موژهات تیرِ زهد بر قلب است زِ ابــروانِ هِــلالــت کــمــان بــده آقــا تـو را قـسـم به نـفـسهـای آخـرِ قـاسـم بـرای خـوب شـدن یک زمـان بـده آقـا به جان فـاطمه محـجـوب میشوم آخر ز خـادمـان تو محـسـوب میشوم آخـر چه مـزهای بدهد از جگـر حسن گـفتن زِ مغرب رمضان تا سحـر حسن گفتن خدا به حق حسن؛ یاحسن به حـق خـدا شدم عـبـیـد تو با اینـقـدر حـسن گـفـتن تمام روزی نوکر به دست ارباب است که آب و نان من است بیشتر حسن گفتن ز بعد ذکرِ حسین یا حـسین، میچـسـبد قسم به حضرت زهرا دگر حسن گفتن ببـر تو نام حـسن را که عاقـبت بـیـنی نجات بخش صراط است هر حسن گفتن تنورعشق حسین، از دم حسن گرم است که اشک روضه و سوز، ازغم حسن گرم است |